https://shohada.org/index.php/fa/shahid/content/159001

شناسه خبر: 159001
۱۴۰۰-۱۲-۱۹ ۰۳:۰۶

عشق به ائمه اطهار

راوی محمد طاران: یادم است قبل از عملیات ما در پاساژی واقع در خرمشهر استراحت می کردیم شب عملیات بود در حال استراحت بودیم که آقای صادقی به من گفت بلند شو برو به فلان گروهان و به فرمانده بگو بچه ها آماده باشند هر وقت که گفتم بیرون بیایند من هم خبر را به فرمانده گروهان دیگر منتقل کردم پس از چند لحظه خود حاج آقای صادقی بیرون آمدند. در همین حین نیروهای گروهان دیگر نیز بیرون آمدند آقای صادقی به فرمانده گروهان گفت چرا اینها بیرون آمده اند فمانده گروهان گفت دستور خود شماست حاج آقا شما خودتان گفتید که بچه ها را آماده کنید و بیرون بیاورید. آقای صادقی که در کار خیلی جدی بود با عصبانیت گفت شما چرا به فرمان هایی که صادر می شود دقت نمی کنید چرا خوب گوش نمی کنید ببینید پیک من چه گفته است. و من دوباره گفتم آقای صادقی گفته اند هر وقت که گفتم بعد بیرون بیایند. در این لحظه آقای فرماندة گروهان گفت حاج آقا اشتباه کرده ام معذرت می خواهم. آقای صادقی هم او را بخشید. ایشان وقتی در کاری قصوری پیش می آمد با شدت برخورد می کرد.