https://shohada.org/index.php/fa/shahid/content/159242
شناسه خبر: 159242
۱۴۰۰-۱۲-۱۹ ۰۳:۰۹
تعاون و همکاري
راوی علی اکبر صادق جوادی: شهید خودش جزو فرمانده ها بود. آخرین منطقه اش منطقه خرمشهر و در شلمچه بود و محل خدمتش اهواز بود. از اهواز با حاج آقا قالیباف و چند نفر دیگر به خرمشهر رفته بودند. شب برای طرح عملیات با فرمانده رفته بودند و صبح که آمده بودند گفتند: حاج باقر شما توی سنگر بروید تا من بیایم. تا ظهر آنجا بودند ظهر موقع نماز اینها بیرون می آیند که وضو بگیرند و نماز بخوانند. بعد دیده بودند که یک آمبولانس آنجا خراب شده است. گفته بود چیه برادر گفته بود آمبولانس خراب شده و هر کاری که می کنیم درست نمی شود. گفته بود که به این برادر کمک کنید هر کاری کردند که آمبولانس را روشن کنند نتوانستند و گفته بود که من هم مقر را گم کرده ام و هم ماشین خراب شده است. از او پرسیدند که از کدام گردان هستید و بعد گردانش و مقرش را نشان می دهد و گفتند که باید یک ماشین دیگر بیاید و رفته بود که ماشین بیاورد و شهید روی سنگر رفته بود که هلیکوپتر عراق آمده و خمپاره زده بود که بدن شهید از پایین به بالا همه سوراخ شده بود و حتی پای چپ قطع شده بود که به پوست بند بود. وقتی جنازه اش را آوردند بعد شب هم رادیو بغداد که پدرم زلف شهید رادیو را گرفته بود گفته بودند که فرمانده لشکر پنج کشته شد که این مطلب را هم رادیو خارجی هم گفته بود.