https://shohada.org/index.php/fa/shahid/content/159332

شناسه خبر: 159332
۱۴۰۰-۱۲-۱۹ ۰۳:۱۰

سعه صدر

راوی کلثوم عبدی: یکبار که محمود از جبهه برای مرخصی آمده بود ،رفته بود شرکت تا از آنجا چیزی بگیرد بعد دیدم زمانیکه آمد بسیار ناراحت است پرسیدم چرا اینقدر عصبانی هستی ؟ گفت : زمانیکه من رفتم شرکت چیزی بخرم چند نفر به من گفتند شما می روید سربازی تا داخل صف خرید مایحتاجتان نروید و می روید که حقوق زیادی بگیرید ؟ به آنها گفتم این چه حرفهایی است که می گویید اگر ما پنج هزارتومان حقوق می گیریم من حاضرم به شما یک میلیون بدهم شما کنار دیواری بایستید و من یک رگبار بالای سرتان بگیرم ببینم می توانید طاقت بیاورید پس هیچ گاه از این حرفها نزنید چون هیچ کس حاضر نیست به خاطر پول جانش را بدهد .