https://shohada.org/index.php/fa/shahid/content/159886
شناسه خبر: 159886
۱۴۰۰-۱۲-۱۹ ۰۳:۱۸
حسن برخورد
مسئول تدارکات گردان بودم. یک روز نهار سیب زمینی بود. قرار شد برادرم سیب زمینی ها را بین نیروها تقسیم کند بعد از تقسیم سیب زمینی ها برادرم هم مشغول خوردن شد. یک قوطی کنسرو ماهی داشت آن را هم باز کرده بود. به محض اینکه تکه ای گوشت از داخل کنسرو برداشت آقای شفیعی وارد شد ایشان پرسید نهار چیست؟ برادرم گفت: سیب زمینی. آقای شفیعی گفت: پس این قوطی کنسرو چیست؟ گفت مال خودم است. آقای شفیعی گفت: الان اگر یک بسیجی یا نیرویی داخل شود با خود چه می گوید؟ آنوقت بود که برادرم متوجه اشتباهش شد و عذر خواهی کرد.