https://shohada.org/index.php/fa/shahid/content/159901
شناسه خبر: 159901
۱۴۰۰-۱۲-۱۹ ۰۳:۱۸
علاقه مندی به خدمتگذاران نظام و روحانیت
فکر می کنم سال 58 بود با بچه های بسیج به اردوی تفریحی (اخلمه) رفته بودیم در راه برگشت سوار اتوبوس شدیم آقای شفیعی هم مشغول صحبت با راننده اتوبوس در مورد مسائل انقلاب و امام - علی شفیعی بسیار معتقد و وفادار به انقلاب اسلامی بود- آقای راننده اهانتی جزئی به یکی از یاران امام خمینی (قدس ره الشریف) کرد. آقای شفیعی بسیار ناراحت شد و برخورد بسیار قاطعیرا با راننده انجام داد . در اعتقاداتش بسیار راسخ بود ،با اینکه راننده عذر خواهی کرد ،ولی آقای شفیعی کوتاه نمی آمد خیلی از دست راننده عصبانی بود ،ایشان بسیار هم شوخ طبع بقودند ولی وقتی مسائل انقلاب و و دفاع از امام پیش می آمد ایشان بسیار قاطع و محکم بر خورد می کردند ـخلاصه علی به بچه ها گفت پیاده شوید من سوار اتوبوسی که راننده آن به یاران امام خمینی اهانت می کند نمی شوم خلاصه هر چه بچه ها هم پا در میانی کردند که به هر حال راننده هم عذر خواهی کرده است شما او را ببخش ،ولی آقای شفیعی همچنان بر عقیده اش استوار بود. ساعت هم حدود هشت و نیم بود. ایشان وقتی دید بچه ها پیاده نمی شوند گفت: اختیار خودم را که دارم و از ماشین پیاده شد و آن موقع شب تنها کنار جاده ایستاد تا با ماشین دیگری بیاید. وفاداری و ارادة محکم این شهید بزرگوار برای همة ما درس بزرگی بود.