https://shohada.org/index.php/fa/shahid/content/159958
شناسه خبر: 159958
۱۴۰۰-۱۲-۱۹ ۰۳:۱۹
تواضع و فروتنی
به روایت از عشرت شریفیان : یکی از همرزمان شوهرم سیدمحمد خاطرهای را از ایشان اینگونه برایم نقل میکرد: در یکی از عملیاتها همرزم سیدمحمد بدون من شرکت کرد وقتی که برگشت: به ایشان گفتم چرا صبر نکردی تا من هم با شما بیایم و با هم برویم؟ گفت: منتظرت ماندم ولی تو نیامدی. من هم همراه گروهان به عملیات رفتم. به ایشان گفتم: هیچ کار نشدی؟ گفت: نه سالم سالم. وقتی برای نمازظهر رفتیم وضو بگیریم سعی میکرد پاهایش را میبندیم. بعدازظهر که حمام رفتیم دیدم پایش ورم کرده و سیاه شده از ایشان پرسیدم چرا پایت اینطوری شده است؟ گفت: چیز مهمی نیست. فقط ترکش کوچکی خوردم و آن هم خوب میشود. اصلا به روی خودش نمیآورد که مجروح شده و با اشتیاق و شور و هیجان زیادتری دوباره به عملیات دیگری میرفت.