https://shohada.org/index.php/fa/shahid/content/160080
شناسه خبر: 160080
۱۴۰۰-۱۲-۱۹ ۰۳:۱۹
پیش بینی شهادت
به روایت از محمدحسن نظرنژاد : شب قبل از عملیات غرور آفرین کربلای 5 در محضر ایشان بودم . شهید شریفی کنارم نشسته بود . رو به من کرد و فرمود : فردا شب عملیات خواهد بود قرار است که با چند گردان خط شکن باشیم . امروز صبح با فرماندهی لشگر مذاکراتی داشتیم و قسمتی را برای عملیات به ما سپرده اند . شب اول عملیات با دو گردان وارد عمل شده و خودشان را به پاسگاه شلمچه رساندند . نزدیک صبح حاج شریف بنده را احضار نمود. البته با بی سیم با موتور سیکلت خودم را به مکانی که حاج شریف بود رساندم . فرمودند: تا هوا روشن نشده بایستی خودمان را به فلان نقطه برسانیم و در آنجا خاکریز بزنیم . ایشان جهت استراحت به پشت خط مراجعت کردند و نزدیک ظهر مجدداً به ما پیوستند . شب گذشت. عملیات همچنان پیش می رفت صبح حاج شریف به پشت خط رفتند و مجدداً به خط مراجعه کردند.دو شب بعد حاج شریف را مجدداً ملاقات کردم . چهره اش عوض شده بود گویا که چهره اش حکایت از شهادت داشت مثل اینکه عزم دیدار عشق نموده بود. فرمودند اگر من شهید شدم (علی ابراهیمی ) معاون ایشان در واحد طرح و عملیات لشگر 21 امام رضا هم شهید خواهد شد. هر دو تای ما را در کنار هم دفن کنید ومن گفتم : چرا این حرفها را می زنی؟شما قول داده اید که کربلا را آزاد کنید نگاهی به صورت ایشان کردم خندیدند و رفتند. لحظاتی بعد بی سیم چی ایشان خبر داد که حاج شریف به زمین افتاده . بلافاصله خود را به سردار رشید اسلام حاج محمد ابراهیم شریفی رساندم و دیدم که قامت رعنای این فرمانده لشکر اسلام این کره پولادین و این مالک اشتر جبهه های نبرد در خون غلطیده و به شهادت رسیده است. بالای سرش نشستم دیدم که سر و صورت مبارکش خون آلود و به قلب ایشان دو تیر اصابت کرده و قلب این عزیز خدا را شکافته است چشمانش بسته ، صورتش قرمز، گویی که در خواب ناز فرو رفته بود.