https://shohada.org/index.php/fa/shahid/content/160088
شناسه خبر: 160088
۱۴۰۰-۱۲-۱۹ ۰۳:۱۹
تشییع جنازه
به روایت از عبدالمطلب اخلاقیان فر : هنگامی که به معراج رفتیم تا پیکر پدرم را بینم وقتی روی جنازه را باز کردند اصلاً فکر نمی کردم که پدرم به شهادت رسیده است. انگار که در خوابی عمیق فرو رفته بود گفتم بابا، بلند شو، می خواهم با تو صحبت کنم ولی هر چه صدا زدم جوابی نشنیدم. پدرم پارچه سبزی روی پیشانی اش بسته بود که به نام مقدس یا زهرا تزیین شده بود. دوباره گفتم پدر بلند شو من برای دیدن تو آمده ام ولی باز هم جوابی از طرف پدرم نشنیدم و همان طور انگار خوابیده بود.