https://shohada.org/index.php/fa/shahid/content/160101

شناسه خبر: 160101
۱۴۰۰-۱۲-۱۹ ۰۳:۱۹

حج

همسرم برایم تعریف می کرد یکروز یکی از دوستان آقای شریفی را دیدم من که سعادت نداشتم قبل از شهادت ایشان را ؟؟؟ از دوست ایشان خواستم تا کمی از آقای شریفی برایم بگوید دوست ایشان گفت چه بگویم گفتمخاطره ای تعریف کن سپس گفت یکبار با ایشان به مکه رفته بودیم هوا هم بسیار گرم بود ما نیز به همراه چندتن از دوستان در سایه ای نشسته بودیم و در حال نماز خواندن و تلاوت قرآن بودیم ولی آقای شریفی در آفتاب نشسته بود و قرآن می خواند و گریه می کرد گفتم حاج آقا چرا نمی آیی در سایه بنشین؟ آقای شریفی گفت بگذار من در آفتاب بنشینم، این آفتاب فردای قیامت ما را نجات خواهد داد ( منظورش از آتش سوزان جهنم بود) وقتی هم از مکه باز گشتیم سه ماه طول نکشید که ایشان به شهادت رسید.