https://shohada.org/index.php/fa/shahid/content/160127

شناسه خبر: 160127
۱۴۰۰-۱۲-۱۹ ۰۳:۱۹

عشق به جهاد

به روایت از هادی سرهنگ نعمتی : در عملیات کربلای 5 آقای شریف مدت زیادی در خط بود و استراحت نداشت به ایشان دستور رسید که امشب برای استراحت به عقب برود. آن هم در سنگر تاکتیکی فرماندهی که نزدیکترین جا به دشمن یعنی دو کیلومتری خط مقدم بود ایشان به اجبار با ناراحتی به سنگر فرماندهی آمد و آقای ابراهیمی به جانشینی ایشان به خط رفت. هنوز یکی دو ساعت از استراحت ایشان نگذشته بود که با صدای بی سیم که از سنگر کناری درباره وضعیت خط و فشار دشمن خبر می داد از جا بلند شد و گفت من می خواهم به جلو بروم به ایشان گفتند: که شما خسته هستید و استراحت کنید. و مجدداً ایشان به سنگر فرماندهی برگشتند که دوباره از طریق بی سیم خبر دادند که فشار دشمن بسیار زیاد شده و اگر به این صورت پیش برود کلی از مسائل به خطر می افتد. که بعد ایشان به آقای نظرنژاد گفت: دیگر طاقت ماندن در اینجا را ندارم در حالی که برادران بسیجی در خط می جنگیدند و من فرمانده بسیجی ها استراحت می کنم خون من که رنگین تر از آنها نیست به خط می روم می دانم که من و علی ابراهیمی هر دو شهید می شویم و وصیت می کنم که هر دو نفرمان را در کنار هم دفن کنید و به خط رفت.