https://shohada.org/index.php/fa/shahid/content/160161
شناسه خبر: 160161
۱۴۰۰-۱۲-۱۹ ۰۳:۱۹
سعه ی صدر
به روایت از سیداسماعیل منصوری : به خاطر دارم 6 شبانه روز در منطقه عملیات خیبر قسمتی که به گردان الحدید لشکر امام رضا (ع) محول شده بود قرار داشتیم که با تثبیت وضعیت جزایر مجنون قرار بر این شد که یگانهای عمل کننده در آنجا مستقر شوند و جزیره را حفظ کنند و قسمتی از منطقه عملیات خیبر را واگذار کنیم . بعد از ظهر روز پنجم یگانهای مستقر در سمت راست و چپ ما منطقه را تخلیه کردند و به عقب منتقل شدند .نزدیک غروب بود که با خودم به فکر فرو رفتم که عملا در منطقه ای مانده ایم که گردان ما با تخلیه منطقه در وسط نیروهای عراقی که پیش آمده بودند قرار گرفته و الان است که هوا تاریک شود و تکلیف ما چیست ؟ و تا حدودی نگران شدیم آن موقع آقای شریفی جراحت سطحی برداشته بود و در جزیره مستقر شده بود به آنجا رفتم و گفتم : آقای شریفی با توجه به اینکه سمت راست و چپ یگان ما تخلیه شده و هوا هم تاریک می شود شما چه تدبیری دارید یا با کسی در این رابطه هماهنگ کرده اید واطلاع دارید چه می شود ؟ در حالی که خیلی آرام در سنگر نشسته بود گفت : مشکلی نیست ، اگر خبری باشد به ما خبر خواهند داد . من باور نکردم و با خود گفتم: شاید اطلاع دارد و نمی خواهد بگوید بعد از اصرار من خیلی جدی گفت : واقعا اطلاع ندارم که چه کار می خواهند بکنند ما وظیفه مان را انجام می دهیم و هر موقع که صلاح باشد به ما هم خواهند گفت : بعد از نیم ساعت به ما هم اطلاع دادند که گردان را منتقل کنیم . گردان آماده حرکت بود که آقای ابراهیمی معاون آقای شریفی سریع به عقب آمد و به من گفت : منصوری بچه ها را به عقب لب آب نبریم فعلا باشند چون نیروهای که به عقب رفته اند بعلت کمبود دقایق برای انتقال آنها به جزیره شلوغی خاصی در لب اسکله بوجود آمد هر زمان شرایط انتقال مناسب شد گردان را به لب آب ببریم و این در صورتی بود که هر آن امکان حمله عراق و عدم انتقال نیروها به عقب بود حدود ساعت 3 صبح آقای ابراهیمی آمد و گفت :که نیروهای لب آب منتقل شدند و آهسته به بچه ها گفت : به لب آب بروید وچند بار به من تاکید کرد که من اینجا هستم شما ضرورتی ندارد باشید آقای شریفی با شما کار دارد . به هر طریق می خواست خودش بماند که بالاخره من هم ماندم بعد از اینکه همه نیروها رفتند آقای ابراهیمی چند نفر دیگر در آخرین قایق سوار شدیم این در شرایطی بود که عراقیها سنگر ها را پاکسازی می کردند و تانکها را تا بالای را آبهایی که قایق ها تردد می کردند. آورده بودند و با آرپی جی مستقر بر روی تانک ما را مورد هدف قرار داده بودند در همین لحظه گلوله ای کلاش رد شد که صورت آقای ابراهیمی را زخمی کرد وبه خیر گذشت .