https://shohada.org/index.php/fa/shahid/content/160171

شناسه خبر: 160171
۱۴۰۰-۱۲-۱۹ ۰۳:۱۹

شجاعت و شهامت

به روایت از موسی کشتمندی : در سال 1345 که من نوجوانی بیشتر نبودم شریفی به منزل ما آمد من عکس شاه را به دیوار منزلمان نصب کرده بودم چون هنوز نوجوان بودم و خوب و بد را زیاد تشخیص نمی دادم با این وجود دقیقاً متوجه شدم که وقتی وارد منزل ما شد با دیدن عکس حالتش کاملاً تغییر کرد ولی چیزی به من نگفت : بعد از این که با ما نشست و با ما احوالپرسی کرد خیلی با آرامش همچون پدری مهربان به من گفت : پسر جان این چیست که اینجا نصب کردی ؟ حتی از آوردن اسم شاه هم خودداری کرد ـ من گفتم : عکس شاه است . گفت می دانی این کیست ؟ گفتم : بله شاه و اعلی حضرت است و ایشان گفت : نه او جلاد است ، خائن است و وطن فروش است . و من جواب می دادم ، ایشان سعی می کرد خودش آرام باشد و من را هم آرام کند . بعد من را کنار خود نشاند و با نوازش و دلیل و برهان من را قانع کرد بطوریکه همانجا عکس شاد را کندم و پاره کردم و دور ریختم و همان جا بود که مرا عوض کرد و به من بینش داد و من مدیون ایشان هستم .