https://shohada.org/index.php/fa/shahid/content/160206

شناسه خبر: 160206
۱۴۰۰-۱۲-۱۹ ۰۳:۱۹

قناعت و صرفه جویی

به روایت از محمدعلی صفدری : یک سری اعزام شدم به اهواز رفتم به ستاد تیپ 21 امام رضا (ع) مستقر در پنج طبقه ها آن روز صبحانه خودمان پنیر داشتیم و چای شیرین با خودم گرفت: برویم پیش حاجی شریفی یک شکم از عزا در آوریم رفتم پیدایش کردم و ضمن احوال پرسی پرسیدم حاجی چرا سر و صورتت داغون شده است. گفت: چیزی نیست تیری به چانه ای خورده است یک مقداری هم دندانهایش صدمه دیده و گفت: ما هیچ مرگمان نمی زدند گفتم: خدا به حالت رحم کرده است. گفت: ما چیزیمان نمی شود پرسید که آمده ای؟ گفتم: صبحانه چی داری ما صبحانه خوردیم گفتم: آمدم اینجا یک شکم از عزا در بیاورم یکدفعه دیدم چای تلخ بدون آبنبات با یک دانه از این کلوچه قندی های خشک که هر چه در چای فرو می بردم نم نمی کشید پرسیدم حاجی صبحانه ات همین است گفت: مگر چه باید باشد پلوی هفت رنگ من پنیر و چای شیرین را از دست دادم و آمد نزد شما که یک شکم از عزا در بیاورم گفت: اشتباه کردی این سفره ما کلوچه های خشک و چای بدون قند.