https://shohada.org/index.php/fa/shahid/content/160308
شناسه خبر: 160308
۱۴۰۰-۱۲-۱۹ ۰۳:۲۱
علاقه مندی به خدمتگزاران نظام و روحانیت
به روایت از علی لطفیان : یک بار حمید رضا که در آن موقع در سال چهرم دبیرستان مشغول تحصیل بود به درب منزل ما واقع در خیابان بهار آمد و به من گفت : آیت ا... خامنه ای در مشهد هستند و امروز هم قرار است در مسجد امام مجتبی سخنرانی کنند . بیائید که با هم برویم . ایشان چه می خواهند بگویند ؟گفت شما بیائید برویم . مسجد امام حسن (ع) نزدیک منطلمان بود و بخاطر اینکه حمید رضا تنها نرود من هم همراه او به راه افتادم هرچند تمایل چندانی به رفتن نداشتم اما رفتم . وقتی به مسجد رسیدیم دیدیم ازدحام جمعیت در داخل مسجد زیاد است . ما هم از بین جمعیت عبور کردیم و در وسط جمعیت نشستیم . زمانی که آیت ا... خامنه ای آمدند همه صلوات فرستادند . من از قبل آیت ا... خامنه ای را تا حدودی می شناختم اما تا آن موقع در جلسات ایشان حضور نداشتم . به جمعیت که نگاه کردم متوجه شدم که جلسه جلسة دانشجو پسند است . چون اکثراً تیپ جوان و تحصیلکرده حضور داشتند . آیت ا... خامنهای بخاطر اینکه سخنرانی ایشان باعث درگیری و دستگیری نشود در لفافه صحبت کرده و مسائل سیاسی را مطرح می نمودند . و قتی صحبت تمام شد با هزار جور زحمت کفشهایمان را پیدا کردیم . بعد به حمید رضا گفتم : نزدیک بود بخاطر یک سخنرانی گفشهایمان را از دست بدهیم . حمید رضا گفت : در عوض حرفهای خوبی شنیدیم .دیدید آیت ا... خامنه ای چقدر جالب مسایل سیاسی را بیان کردند. بعد از گذشت مدتی معنای سخنان آیت ا... خامنه ای را فهمیدم.