https://shohada.org/index.php/fa/shahid/content/160319
شناسه خبر: 160319
۱۴۰۰-۱۲-۱۹ ۰۳:۲۱
تقید به جماعت
به روایت از حبیب حداد طوسی : یک روز ساعت 10 صبح پیاده از طرف فلکه تقی آباد به طرف منزل در حال حرکت بودیم . در طول مسیر حمید رضا به من گفت: کجا کمی روید ؟ گفتم : منزل می روم . گفت چرا به نماز جمعه نرفتید ؟ گفتم : امروز مشکل دارم . گفت : مشکل شما چیست ؟ _ البته مشکل هم زیاد حاد نبود _؛ بعد از اینکه مشکلم را گفتم : ایشان گفت : این مشکلی که شما دارید در اصل اصلاً مشکل نیست . شما امروز باید به نماز جمعه می رفتی . من هم به شوخی گفتم : چرا شما خودتان به نماز نرفتی ؟ گفت : من الان دارم به خانه پدر م که از ایشان سر بزنم و احوالی بپرسم . بعد نماز جمعه می روم .شما هم باید با من بیایی . گفتم : چشم . من در خدمتان هستم . به منزل ما بیائید و بعد از اینکه اطلاع دادیم به اتفاق هم به نماز جمعه رفتیم .