https://shohada.org/index.php/fa/shahid/content/160321

شناسه خبر: 160321
۱۴۰۰-۱۲-۱۹ ۰۳:۲۱

دستگیری از ضعیفان

به روایت از علی لطفیان : یک شب حمیدرضا به من گفت: می خواهم بروم تا جایی کار دارم. من خیلی اصرار کردم وگفتم: می خواهم امشب همراه شما بیایم. حمید رضا گفت: پس من با ماشین وانتم جلو می روم وشما هم پشت سر من حرکت کنید. زمانیکه ایشان ایستاد دیدم که به انصار الحجه آمده ایم که در آن شب برای بچه های یتیم مراسم جشنی برگزار کرده بودند. پس از اینکه جشن تمام شد بچه های یتیم را با ماشین ها یمان به خانه هایشان رساندیم.