https://shohada.org/index.php/fa/shahid/content/160328
شناسه خبر: 160328
۱۴۰۰-۱۲-۱۹ ۰۳:۲۱
حسن برخورد
به روایت از سیده مهوش امیری مقدم : دختری دو ساله داشتم که تازه به سخن گفتن آمده بود و کلماتی را أدا می کرد. سرودهایی را به ایشان یاد داده بودم که می خواند. روزی برادرم حمیدرضا به خانة ما آمده بود. من به ایشان گفتم: داداش دخترم سرودهایی یاد گرفته است اگر تمایل دارید برایتان بخواند. ایشان هم پذیرفت و دخترم این سرود را شروع به خواندن کرد: ای داد و بی داد تخمه بو می داد به همه می داد به من نمی داد اگر هم می داد پوستش رو می داد پس من هم این تخمه را بو می دهم به او نمی دهم اگر هم بدهم پوستش را می دهم با تمام شدن سرود برادرم گفت: خواهر خیلی بچة باهوشی داری. خوب سرود را حفظ کرده است. اما خوب فکر کن ببین چطوری ذهن بچه های مارا خراب می کنند. گفتم: چرا؟ گفت: ببین سعی کن سرودهایی به دخترت یاد بدهی که در ضمن یادگیری سرود درس هم یاد بگیرد. این که می گوید: من هم این کار را می کنم و به تو پوستش را می دهم فکر می کنی در آینده این بچه چطوری عمل می کند در واقع این سرود به او درس می دهد که تو هم باید انتقام بگیری. و حال آن که باید شما به بچه ات درس گذشت و فداکاری یاد بدهی. در تربیت فرزندت دقت بیشتری کن. تا آن روز این سرود را فرزندم برای افراد مختلفی از اقوام خوانده بود اما هیچ کس متوجه این نکتة حمیدرضا نشده