https://shohada.org/index.php/fa/shahid/content/160331

شناسه خبر: 160331
۱۴۰۰-۱۲-۱۹ ۰۳:۲۱

احساس مسئولیت

به روایت از مسعود صبا : پدر بزرگ آقای شریف الحسینی زمینی داشتند که آن را در معرض فروش قرار داده بودند و درگیر ودار کارهای اداری و شهرداری بودند . بعد از اتمام کارهای اداری آن قرار شد که آن را به امضای رئیس برسانند . زمانی که منشی اداره مدارک را می برد تا رئیس قمست مهندسی ناظر شهرداری امضا کند رئیس آنجا را امضا نمی کند . بالاخره پدر بزرگ آقای شریف الحسینی درخواست می کند که خودش به داخل اتاق رئیس رفته و با ایشان صحبت کند زمانیکه ایشان وارد اتاق رئیس می شود با نوه ی خود حمید رضا مواجه می شود و بعد از سلام و احوالپرسی می گوید : مگر شما رئیس انیجا هستی ایشان می گوید : بله ، بعد پدربزرگ از ایشان بابت اینکه او پرونده را امضا نکرده وعدم اطلاع از اینکه او رئیس قسمتی است گلایه می کند که آقای شریف الحسینی می گوید : من رویه ی کارم اینطور نیست که کسی بفهمد من چکاره هستم و دوست ندارم کسی متوجه این امر شود و هر برگه ای را هم بدون دلیل موجه امضاء نمی کنم .