https://shohada.org/index.php/fa/shahid/content/161085
شناسه خبر: 161085
۱۴۰۰-۱۲-۱۹ ۰۳:۳۲
فعالیت در بسیج
به روایت از بی بی صغری بانژاد : ایشان شبها با برادران بسیجی مشغول نگهبانی بودند یک شب که ایشان شیفت نگهبانیشان تمام شده بود در مسجد خوبشان می برد و تا اذان صبح را همانجا سر می کنند بعد از اذان وقتی نمازشان را می خواستند. بخوانند و آماده آمدن به خانه شوند در کنار در مسجد یک نفر سید جلو ایشان را می گیرد و ایشان بدون اینکه متوجه بشوند. چه کسی است به آن سید سلام می کنند او جواب سلام می کنند او جواب ایشان را می دهد و به ایشان می گوید نگران نباشید شما حاجتتان را گرفته اید و آرزویتان برآورده خواهد شد. ایشان اول متوجه نمی شوند. اما بعد که چند قدمی دور شده اند پشت سرشان را نگاه می کنند اما کسی را نمی بیند.