https://shohada.org/index.php/fa/shahid/content/161668
شناسه خبر: 161668
۱۴۰۰-۱۲-۱۹ ۰۳:۴۱
تواضع و فروتني
راوی شهربانو رباط سرپوشی: به خاطر دارم یک دفعه که همسرم عباسعلی به مرخصی آمده بود وقتی دور هم نشسته بودیم هر چه ایشان را صدا زدم نمی شنوید متوجه شدم که گوشهایش سنگین شده به ایشان گفتم مگر نمی شنوی دارم صدایت می کنم؟ گفت: ببخشید حواسم جای دیگری بود بعد از چند روزی برایم به اثبات رسید که گوشهایش سنگین است به ایشان گفتم: همسرم بیا برویم دکتر تا گوشهایت را معاینه کند چون نمی شنوی وقتی خیلی اصرار کردم گفت نه همسرم نیازی به دکتر نیست. گفتم چرا؟ گفت من مسئول آرپی جی هستم برای همین یک روز بر اثر صدای زیاد موشک آرپی جی پرده ی گوشم پاره شده و کمی شنواییم را از دست دادم گفت: گوش که مسئله ای نیست حتی جانم را برای دفاع از ملت و ناموس و امام می دهم.