https://shohada.org/index.php/fa/shahid/content/162190

شناسه خبر: 162190
۱۴۰۰-۱۲-۱۹ ۰۳:۵۹

پيش بيني شهادت

راوی زهرا سعیدی: برادرم حاج حسن خاطرات زیادی برای ما بر جای گذاشته ، به خاطر دارم زمانیکه من هنوز ازدواج نکرده بودم و در خانه پدری زندگی میکردم به خاطر یک موضوع ایشان مرا دعوا کردند ، چند سال بعد که من ازدواج کردم ، یک روز تابستان که هوا بسیار گرم بود ایشان به منزل ما آمد و به بهانه میوه جمع کردن مرا با خود به باغ برد در حالی که اشک می ریخت به من گفت : کفش هایت را از پایت بیرون بیاور ، به خاک بمال و بر روی چشمان من بگذار تا شاید از من راضی باشی ، به خاطر آن موضوع که چند سال پیش اتفاق افتاد ، البته آن روز من مقصر نبودم ، مقصر کس دیگری بود. من اشک از چشمانم جاری شد ، گفتم : خدا از من و شما راضی باشد ، من از شما راضی هستم.