https://shohada.org/index.php/fa/shahid/content/162419

شناسه خبر: 162419
۱۴۰۰-۱۲-۱۹ ۰۴:۰۲

تلاش و پشتکار

راوی یوسفعلی سر علی: به خاطر دارم روزی بروی زمین کشاورزی بودم و مشغول بیل زدن بودم که فرزندم علی اکبر آمد و بیل را از دستم گرفت و شروع به کار کرد. هر چه به او گفتم: بابا بس است بیا برویم خسته شدی گفت: می رویم هنوز زود است. ظهر که شده به منزل آمدیم تا چای و نهار بخوریم یکی از دوستانش آمد و گفت: علی اکبر اذان می گویند برویم به مسجد. در آن لحظه او حاضر شد و چایی هم نخورده و گفت نماز از همه کارها واجب تر است.