https://shohada.org/index.php/fa/shahid/content/162457

شناسه خبر: 162457
۱۴۰۰-۱۲-۱۹ ۰۴:۰۲

خواب و روياي ديگران در مورد شهادت شهيد

راوی شیر محمد سرخسی: شب قبل از شهادت علی خواب دیدم که او صورتش را گرفته پرسیدم چه شده، ببینم! گفت: چیزی نیست ترکش خورده. با دست راستش من را گرفت گفت: پدر بیا برویم، من را به قبرستان برد، در آنجا سنگی که به اندازه ی یک گلدان بود و رویش خط سفیدی داشت به من نشان داد آن را بلند کرد و گفت: پدر من و نور محمد شهید خواهیم شد و این جا محلی است که باید دفن شویم. از خواب بیدار شدم گفتم. لااله الاالله این چه خوابی بود. خیلی کنجکاو شدم صبح به قبرستان رفتم. سنگ را دیدم نشانه هایی که علی محمد در خواب به من گفت کاملا درست بود سنگ را زیر خاک کردم. چند ساعتی از این موضوع گذشت، به من خبر دادند که روستای خیرآباد شهید آورده اند من برای شرکت در مراسم به آن جا رفتم در حین مراسم چند باری از درون جمعیت زمزمه هایی شنیدم انگار می گفتند سرخسی شهید شده هر چه اطراف را نگاه کردم تا متوجه شدم چه کسی این حرف را می زند کسی را ندیدم اما چند باری این جمله را شنیدم ولی گوینده اش را ندیدم. ظهر که برای نماز به روستا برگشتم، در بین راه سیدی جلوی من را گرفت خود را معرفی کرد او از بنیاد آمده بود و خبر شهادت علی محمد را به من داد. بلافاصله به تربت رفتم. پیکر علی محمد را همراه با پیکر دوستش آقای دلیری آورده بودند همان طور که در خواب دیدم سینه و صورتش ترکش خورده بود. برای رفنش مردم قبری در بالای روستا آماده کردند اما من گفتم: قبر پسرم جای دیگری است که خودش قبلا انتخاب کرده. علی محمد را همان جائیکه در خواب نشان داده بود به خاک سپردم از آن به بعد آن جا تبدیل شد به گلزار شهدا.