https://shohada.org/index.php/fa/shahid/content/162652

شناسه خبر: 162652
۱۴۰۰-۱۲-۱۹ ۰۴:۰۵

نوافل و نماز شب

راوی حسین ستوده: حدود دو یا سه ماه از ازدواجم با آقای ستوده گذشته بود نیمه های شب که بر اثر صدای گریه از خواب بیدار شدم دیدم حسن آقا سجاده پهن کرده است و نماز شب می خواند و گریه می کند تا آن شب متوجه نشده بودم که ایشان نماز شب می خواند با خودم گفتم : شاید از دست من یا خانواده ام ناراحت است نمازشان که تمام شد از ایشان پرسیدم : از دست من ناراحت هستید ؟ گفت : نه اتفاقاً از شما خیلی راضی هستم گفتم : پس چرا اینقدر در نماز گریه می کردید؟ جواب داد : فقط یک آرزو دارم و برای رسیدن به آن از خدا کمک می خواستم گفتم : آرزویتان چیست ؟ جواب داد : آرزویم شهادت در راه خداست چون هنوز تازه ازدواج کرده بودیم از این حرف ایشان ناراحت شدم وگفتم: هنوز تازه ازدواج کرده ایم چرا این حرف را می زنید گفت: بالاخره انسان یک روزی می میرد پس چه بهتر که مرگش در راه خدا باشد .