https://shohada.org/index.php/fa/shahid/content/164079

شناسه خبر: 164079
۱۴۰۰-۱۲-۱۹ ۰۴:۲۵

اعتقاد به ولایت

هنگامی که دوره آموزشی محمد حسن تمام شده بود به مدت یک هفته مرخصی داشت . یک روز به پدرم گفت : برویم از پدر بزرگ یک خبری بگیریم . درهمان موقع کسانی که به سربازی نرفته بودند را با توجه به سن می گرفتند . اولین پلیس راه که رسیدیم جلوی ماشین ما را گرفتند و کارت شناسایی از ما خواستند و ایشان یادش رفته بود کارت شناسایی اش را بیاورد و آنها اجازه ندادند ما عبور کنیم و بالاخره با وساطت پدرم و با حرفهایی که بیرون از ماشین به آنها زده بود متقاعد شدند و برادرم با ما آمد و هنوز چند متری نرفته بودیم که کارت شناسایی اش را در جیبش یافت و آن را به شیشه ی ماشین چسباند و گفت : بیایید و ببیینید که من یک سرباز وظیفه هستم ، من سرباز امام خمینی هستم .