https://shohada.org/index.php/fa/shahid/content/164658

شناسه خبر: 164658
۱۴۰۰-۱۲-۱۹ ۰۴:۳۳

ایثار و فداکاری 2

به روایت از ابراهیم رنجبر طرزقی : قبل ازشهادتش آخرین باری که مجروح شده بود تمام بدنش ترکش خمپاره اصابت کرده بود و اصلاً نمی توانست راه برود. دربیمارستانی که درتهران بود بستری بود یک هم اتاقی داشت که حالش وخیم تربود عصایش را به او می دهد وخودش با همان حالت مجروحیتش به خانه می آید. یک روز 3 ،4 نفری ازدوستانش توی هال نشسته بودند مثل اینکه بچه های مشهد بودند یک دستمال پراز پول آورده بودند وبهش داده بودند. ولی محمدرضا حتی یک ریال هم ازپول ها را قبول نکرده بود. بعداً که آنها ازخانه رفتند مادرش به من گفت: دوستان محمد پول برای خرج مریضی اش آورده بودند. چون محمد می خواست درتهران بستری شود ولی دوام نیاورده بود وبه خانه آمده واینجا بستری شده آمده اند تا پول پرستاری اش را به من بدهند اما محمد حتی یک ریالش را قبول نکرد. پسرم محمدرضا دروصیت نامه اش نیزگفته بود هرچی مال که متعلق به بیت المال است را باید تحویل بدهید.