https://shohada.org/index.php/fa/shahid/content/164772

شناسه خبر: 164772
۱۴۰۰-۱۲-۱۹ ۰۴:۳۵

خواب ورویای شهید 1

خاطره کوتاهی از دورة سربازی در یکی از عملیات ها با نام کربلای 6 شهید مورد اصابت ترکش خمپاره قرار می گیرد و زخمی می گردد پس از مداوای وی و معالجه، او با اندک بهبودی مجدداً اعزام می گردد و قبل از شهادت در مرخصی که به خانه آمده بودند خوابی را که در جبهه دیده بود برای خانواده شان تعریف می نماید که پدر جان من و دیگر دوستان و همسن و سالانم در مسابقه اسب دوانی که در روستایمان برگزار گردیده بود شرکت کردیم و در این مسابقه اول شدم و تأکید می کند که من اولین شهید این روستا هستم و این آخرین دیداری است که من با شما و خصوصاً آمدن من برای دیدار با شما پدر و مادر و خواهران و برادرانم و دیگر آشنایان و عزیزانم می باشد و پس از وداع اعزام گردید و به درجة رفیع شهادت نائل آمد.