https://shohada.org/index.php/fa/shahid/content/164835
شناسه خبر: 164835
۱۴۰۰-۱۲-۱۹ ۰۴:۳۶
نوافل و نماز شب
وقتی که خواهر کوچکش شیرخواره بود بنده شبی مثل شبهای دیگر برای شیردادن و رسیدگی به طفل کوچکم از خواب بیدار و متوجه زمزمه ای شدم که از بیرون اتاق به گوشم می رسید. از اتاق خارج شدم. صدا از داخل اتاق مجید بود. درب را باز کردم، دیدم وی در تاریکی در حال مناجات با خدا و خواندن نماز شب است. به روی خود نیاوردم به خاطر اینکه او باخبر نشود. از اتاق خارج شدم و به آشپزخانه رفتم و چای درست کرده وبازگشتم. خواستم صدایش کنم که خود او از اتاق بیرون آمد در حال خوردن چای بودیم که به من گفت: مادر تا به حال کسی نمی دانست که من نماز شب می خوانم و امشب شما خبردار شدید. از شما می خواهم که به کسی چیزی نگویید. نمی خواهم کسی چیزی بفهمد و از راز تنهایی من باخبر شود. من نیز به وی قول دادم که به کسی چیزی نگویم.