https://shohada.org/index.php/fa/shahid/content/164918

شناسه خبر: 164918
۱۴۰۰-۱۲-۱۹ ۰۴:۳۷

خواب و رویای دیگران در مورد شهید 1

به روایت از نرگس رمضانی : یکبار خواب دیدم با شوهرم می رفتیم که تصادف کردیم. من سروصدا می کردم و کمک می خواستم. در آن موقع دو برادرم شهید احمد و شهید محمود به کمکمان آمدند برادرم چون به بلند گریه کردن و چادر برداشتن زن حساس بود و ناراحت می شد، مرا سوار ماشین سپاه کرد و گفت: خواهرم را جلو در پادگان پیاده کنیدو یک نفر دیگر را از پادگان بیاورید تا کمکمان کند. من گفتم برادر شوهرم می میرد گفت: نه خواهر ما موظبش هستیم و به بیمارستان می بریم. وقتی سوار ماشین شدم، یادم آمد که برادرهایم شهید شده اند. من داشتم ذوق زده به آنها نگاه می کردم و آنها هر لحظه کوچکتر می شدند تا اینکه از نظرم محو شدند.