https://shohada.org/index.php/fa/shahid/content/164919
شناسه خبر: 164919
۱۴۰۰-۱۲-۱۹ ۰۴:۳۷
خواب و رویای دیگران در مورد شهید 2
به روایت از نرگس رمضانی : شبی خواب دیدم برادرم با تویوتای قرمز رنگ به خانه آمدو به من گفت : خواهر ! یک لیوان آب بده بخورم . گفتم : صبر کن به بابا و مامان بگویم که شما آمده اید . گفت نه من فقط آمده ام با شما روبوسی و خداحافظی کنم . ( لازم به ذکر است که وقتی برادرم برای آخرین بار می خواست به جبهه برود روزی با عجله به خانه آمد و ساکش را برداشت و با پدر و مادر و بقیه افراد که در حیاط بودند روبوسی کرد و من چون داخل خانه بودم از دور گفت : خداحافظ و همین که خواستم از خانه بیرون بیایم او با عجله رفت و حسرت روبوسی برادرم بر دلم ماند ).من یک لیوان آب دادم خورد و بعد گفت : بیا خواهر زیر گلویم را ببوس که می خواهم بروم . من زیر گلویش را بوسیدم . او سوار تویوتا شد و رفت و من هر چه دنبالش دویدم به او نرسیدم و در این موقع از خواب بیدار شدم و روز بعد با همان تویوتای قرمز که در خواب دیده بودم ، آمدند و خبر دادند که برادرم شهیدشده است .