https://shohada.org/index.php/fa/shahid/content/165163

شناسه خبر: 165163
۱۴۰۰-۱۲-۱۹ ۰۴:۴۰

پشتیبانبی مالی و فرهنگی نیرو

به روایت از علی محمد اصغری : یکسری پسرم غلامحسین گفت: بابا، این دفعه با من به جبهه می آیی؟گفتم: پدر جان، ماشا...آنقدر جوان هست که نیازی به ما نیست.گفت: هر کسی برای خودش به جبهه می رود. بعد از اینکه رضایت مرا جلب کرد از سپاه واقع در نخریسی کارت اعزام هم برایم گرفت و آمد و گفت: پدر جان، کارت اعزام به جبهه برایتان گرفته ام. پس از مدتی هم به اهواز رفتیم. تقریباً 45 روز پسرم و یک برادر دیگر که بعداً شهید شد17 جنازه را از داخل رودخانه کارون با روش غواصی بیرون کشیدند.