https://shohada.org/index.php/fa/shahid/content/166530
شناسه خبر: 166530
۱۴۰۰-۱۲-۱۹ ۰۴:۵۸
گذشت و اغماض
راوی کاظم جعفری: به خاطردارم آن زمان در روستاها سه چهار نفرمشغول بازی بودیم که کدامیک می توانیم سنگ بزرگی را به هوا بیندازیم. سنگ را به هوا می انداختیم وبه زمین می خورد. هنگامی که من سنگ را به هوا پرت کردم شهید رحیمی که یکی ازبچه ها دنبالش می کرد ازراه رسید ودرهمان لحظه بود که سنگ به روی پای حسن افتاد وپایش شکست وتقریباً دو تا سه هفته پایش درگچ بود. بعد ازآنکه حالش بهترشد ومی توانست با عصا راه برود ابتدا به دیدن من آمد وهیچ گونه کدورتی با من نداشت. دردوستی کاملاً با گذشت بود.