https://shohada.org/index.php/fa/shahid/content/166578
شناسه خبر: 166578
۱۴۰۰-۱۲-۱۹ ۰۴:۵۹
پیش بینی شهادت
به روایت از محمد ابراهیم زیارتی : برای شرکت در عملیات کربلای 4 آماده می شد ، به بنده جمله ای را گفت : که من بی اختیار اشک از چشمانم جاری شد ، هنوز آن لحظه از خاطرم نمی رود اشاره به ساک شخصی اش نمود گفت : محمد این ساک را انشاء ا... تحویل تعاون می دهم دیگر همراه من نخواهد بود و آخرین وداع را با آن خواهم کرد و ساک به تنهایی و جدا از من به شیروان بر می گردد و من با جسمی بی روح و خونین بر تابوتی سوار و یا هم جسم و روحم در این دشت شلمچه بر زیر آوارها پنهان شود من فکر کردم خیالاتی شده به او گفتم : نه این حرفها را نزن انشاء ا... همه با هم راه کربلا را باز کرده و قبر شش گوشه حضرت ابا عبدا... الحسین را در آغوش گرفته و پیروز و به سلامتی به شهر و دیارمان بر می گردیم . با خنده و تبسم گفت : من خوردم بهتر می دانم . گویی به او اذن شده بود و یا خوابش را دیده بود . همان روز یک عکس یادگاری به اصرار - با دوربینی که به تازگی خریده بود - گرفتیم و همان عکس بهترین یادگاری برایم باقی مانده است ، هر چند وقت آلبوم را ورق می زنم یاد و خاطره اش در ذهنم مجسم وزنده می شود . با شهامت کامل به منطقه عملیاتی شلمچه جهت انجام عملیات کربلای 5 جایی که هر قدمش از پیکر پاک و مطهر سربازان گمنام امام زمان ( عج )مزین شده بود ، روانه و برای یورش به سنگر های مستحکم کفر پیشی می گرفت . صبح روز 65/10/24 بعداز ادای نماز صبح و سپیده دم هنگامی که خورشید با طبیعت دیدارها را تازه می کرد ، دشمن خبیث پاتک خود را شروع کرد و از زمین و هوا آتش می ریخت زمین از هیاهوی آن به لرزه در آمده ولی دریا دلان حراسی به دل نداشتند و همچنان کوهی استوار بودند و پاسخ دندان شکن می دادند . شاید بیست دقیقه قبل از شهادتش از مقابلم گذشت لبخند بر لب داشت و دستی برایم تکان داد و از من خدا حافظی نمود دشمن تا دندان مسلح با تانکهای غول پیکر خود به پیش می تاخت بالای خاکریز رزمندگان بیاد او بود که با رشادت تمام همچون شهید فهمیده جان نثاری کرد و اولین گلوله را در آرپی جی گذاشته و تانک را منهدم کرد و شادی بچه ها بلند شد دشمن خشمناک وشاید هم از ترس به بیراهه زده و برای دومین بار گلوله را برداشته وهدف گیری کرد گویا دشمن از قبل هدفش را به سوی او نشانه رفته بود و او را به شهادت رساند و روح او پرواز ملکوتی به نزد خدا را پیش گرفت . همچنان که اوگفته بود ساک و لوازم تحویلی به تنهایی و جدا به شیروان ارسال و پیکر پاک ومطهرش همراه خیل شهدای دیگر بسوی دیار و زادگاهش روانه و در مزار شهدا امام زاده حمزه آرام گرفت.