https://shohada.org/index.php/fa/shahid/content/167824
شناسه خبر: 167824
۱۴۰۰-۱۲-۱۹ ۰۵:۱۵
تلاش و کار
به روایت از حسین پارساجو : در عملیات کربلا ی 5 من با سید حسین دوستدار بودم ایشان به من گفتند حسین آقا شما نیروها را بردار بیاور ما آمدیم نیروها را بردیم به موقعیت آقای دوستدار به ما اعلام کردند شب که رسیدید 12 نفر را بیاورید به معراج مادر که ما نیاز داریم بچه ها گفتند نه الان درگیری است گفتم مشکل نیست بنده خدایی از بچه های تهران بود گفت من شب کورم چشمهایم نمی بیند چطوری بروم گفتم من چشمهایم خوب می بیند خلاصه ما سوار آمبولانسی که آرم هلال احمر داشت شدیم گفتند برگ تردد از کجا بگیریم گفتم آن هم حل می شود سوار شدیم و حرکت کردیم به ایستگاه حسینیه رسیدیم دژبان آمد و گفت : کجا ، من شروع کردم گفتم آقا خسته نباشید آنها گفتند شما عکاس و خبرنگارید ؟ گفتیم : بله گفتند دست خدا نگهدارتان رفتیم تا به دو مقداد رسیدیم که ایشان خیلی خوشحال شدند.