https://shohada.org/index.php/fa/shahid/content/168363

شناسه خبر: 168363
۱۴۰۰-۱۲-۱۹ ۰۵:۲۲

خاطرات نحوه مجروحیت

یک شب خواب دیدم که خانه ام آتش گرفته به طوری که آتش و دود از منزل خارج می شد . بعد من از خواب بیدار شدم بعد از دیدن آن خواب نامه ای از امیرجان به دست ما نرسید و بعد از چند ماه یکی از بچه های قوچان آمد و گفت : که پسر شما تیر خورده و حتی ما مسافتی از راه را نیز همراه خودمان آوردیم ولی بعد از چند ساعت امیر گفت : که شما بروید من دیگر نمی توانم بیایم . و ما او را جا گذاشتیم . که بعد از یک سال بنیاد شهید به ما اطلاع داد که فرزند شما مفقود الاثر است .