https://shohada.org/index.php/fa/shahid/content/168392

شناسه خبر: 168392
۱۴۰۰-۱۲-۱۹ ۰۵:۲۳

لحظه و نحوه شهادت

به روایت از محمد دبیری : یکی از همرزمان پسرم بخوبی شهادت فرزندم محمد باقر دبیری را اینگونه نقل کرد که ما در جبهه در یک گروه بودیم و محمد باقر نیز فرمانده ما بود و من معاون ایشان بودم یادم هستم در عملیات کربلای 4 بود که به ما مأموریتی داده شد و ما به طرف مواضع دشمن حرکت کردیم آخرهای شب بود که به آب رسیدیم و وارد آب شدیم در آن لحظه دشمن متوجه حضور ما شد و با منور منطقه را روشن کرد و ما را به رگبار بست چهار نفر از نیروهای ما شهید شدند و فقط من و باقر ماندیم به دستور او از آب بیرون آمدیم و هرچه خواستیم با بی سیم به عقب خبر دهیم نتوانستیم. در همان لحظه دشمن به طرف ما گلوله آرپی چی شلیک کرد که در اثر ترکش آن دست ایشان از بدن جدا شد. ولی ایشان از مقاومت دست بردار نبود با اصرار من مجبور به عقب نشینی شدیم من جلوتر از ایشان راه می رفتم تا راه را پیدا کنم که ناگهان تیری به سر باقر اصابت کرد و ایشان به زمین افتاد. خواستم به عقب برگردم که یک تیر به پایم خورد خودم را به او رساندم ولی دیگر او شهید شده بود بعد که خودم را به خاک ریز خودی رساندم و موضوع را برای نیروها گفتم و آنها جنازه ی ایشان را به عقب منتقل کردند.