https://shohada.org/index.php/fa/shahid/content/168635
شناسه خبر: 168635
۱۴۰۰-۱۲-۱۹ ۰۵:۲۶
خواب و رویای دیگران در مورد شهادت شهید
به روایت از مریم امیر رودباری : هنگامیکه اسماعیل در جبهه بود چند شب قبل از شهادتش خواب دیدم که اسماعیل از جبهه برگشته برای استقبال از او رفتم اما دیدم که همه آمدند جزاسماعیل ، به چند نفر از دوستانش گفتم: اسماعیل را ندیدید؟ گفتند: چرا، او شهید شده است. بیایید برویم تا مزارش را به شما نشان بدهم. من همراه دوستان به راه افتادم مرا به باغ بسیار زیبایی بردند که بسیار با صفا بود. سپس به من گفت که اسماعیل اینجا دفن شده است. شب آخری که اسماعیل میهمان ما بود کاغذی نوشته بود. بدین مضمون:( که من دیگر برنمی گردم مرا حلال کنید اگر خدا قبول کند ان شاء ا... شهید خواهم شد، پس مادر به فکر من نباش و توکل بر خدا کن). که این مطلب را بر روی تقویم دیواری نوشته بود که ما چند ماه بعد از شهادتش متوجه این مطلب در پشت تقویم شدیم.
هنگامیکه اسماعیل در جبهه بود چند شب قبل از شهادتش خواب دیدم که اسماعیل از جبهه برگشته برای استقبال از او رفتم اما دیدم که همه آمدند جزاسماعیل ، به چند نفر از دوستانش گفتم: اسماعیل را ندیدید؟ گفتند: چرا، او شهید شده است. بیایید برویم تا مزارش را به شما نشان بدهم. من همراه دوستان به راه افتادم مرا به باغ بسیار زیبایی بردند که بسیار با صفا بود. سپس به من گفت که اسماعیل اینجا دفن شده است. شب آخری که اسماعیل میهمان ما بود کاغذی نوشته بود. بدین مضمون:( که من دیگر برنمی گردم مرا حلال کنید اگر خدا قبول کند ان شاء ا... شهید خواهم شد، پس مادر به فکر من نباش و توکل بر خدا کن). که این مطلب را بر روی تقویم دیواری نوشته بود که ما چند ماه بعد از شهادتش متوجه این مطلب در پشت تقویم شدیم.