https://shohada.org/index.php/fa/shahid/content/168762

شناسه خبر: 168762
۱۴۰۰-۱۲-۱۹ ۰۵:۲۷

حالات معنوی قبل از شهادت

به روایت از زلیخا رشیدی : وقتی که پدرم برای آخرین بار صورت برادر عزیز شهیدم را بوسید یک عطر و بوی دیگری داشت نامه ای نوشته بود که وصیتش را به همراه نامه فرستاده بود در نامه نوشته بود که اگر برگشتم آنرا نخوانید در غیر اینصورت بخوانید من به عمویم همه چیز را گفتم عمویم گفت: بازش نکن و به کسی هم چیزی نگو چون برادرم مرتضی خودش خواسته بود که مادرم چیزی نفهمد وقتی برای آخرین بار به مرخصی آمد گفتم چرا وصیت نوشتی ؟ گفت: فرقی نمی کند چه شهید شوم و چه نشوم باید وصیت داشته باشم گفتم : شوخی نکن تو بر می گردی بعد دو تا سیب قرمز به من داد و گفت : خواهر جان بگیر و هر مو قع که به آنها نگاه کردی یادت از من می آید من هم سیبها را کنار طاقچه گذاشتم و هر زمان که چشمم به سیبها می افتد به یاد برادر شهیدم مرتضی می افتم .