https://shohada.org/index.php/fa/shahid/content/168865
شناسه خبر: 168865
۱۴۰۰-۱۲-۱۹ ۰۵:۲۹
تلاش و پشتکار
یادم می آید زمانی که یدالله درس می خواند تعطیلات آخر هفته را به روستا نمی آمد و سعی می کرد به کارگری برود تا از نظر پولی مشکلی نداشته باشد و وقتی برای کار ضروری یا بیماری به شهرستان می رفتم از ایشان خبر می گرفتم . یک دفعه از ایشان سئوال کردم پسرم چرا به دیدن ما نمی آیی ؟ در جواب من یک لبخند زد و گفت :" پدرم من درس دارم نمی توانم بیایم من همیشه به فکر شما هستم و شما را دوست دارم . " و یدالله نگفت که به علت اینکه پول ندارم به روستا نمی آیم و ایشان خیلی سختی کشید و تعطیلات تابستان را به خشت زنی می رفت . تا در دوران تحصیل مشکلی نداشته باشد . در گرمای سوزان به ما کمک می کرد و سعی می کرد برای برادران کوچک خود پوشاک و یا چیزی دیگر بخرد تا آنجا را شادمان سازد .