https://shohada.org/index.php/fa/shahid/content/169712
شناسه خبر: 169712
۱۴۰۰-۱۲-۱۹ ۰۵:۴۰
آخرين وداع با خانواده
راوی محمدرضا خزایی : برادرم هادی در لشکر پنج نصر خدمت می کرد که من هم به جنوب اعزام شدم . از منطقه به گناباد تلگراف فرستادم و جواب تلگراف آمد که از هادی 6 الی 7 ماه است که خبری نیست . به خاطر عملیاتی که پشت سر هم بود یا بدلیل دیگری ایشان وقت نکرده بود نامه بنویسد . در عملیات کربلای 4 من مختصر جراحتی برداشتم و در اهواز بستری شدم . بعد از بهبودی مجروحیت به لشکر 5 نصر رفتم و دنبال برادرم گشتم . بلاخره از کارگزینی آدرس گرفتم و ایشان را پیدا کردم . حدودا ده روز قبل از شهادتش بود که ایشان را ملاقات کردم و به ایشان گفتم چرا مرخصی نرفتی . ضمنا ایشان زن هم درعقد داشت . از خانواده سری بزنی که آنها نگران شده اند . گفت : انشاءالله بعد از عملیات می روم . گفتم از عملیات خبری نیست . گفت . چرا . تا چند روز دیگر عملیات داریم . عملیات که تمام بشود من می روم . عملیات که شروع شد روز سوم یا چهارم بود که منطقه به شدت بمباران شیمیایی شد . من از چند نفر از نیروهای ادواتی که ایشان آنجا خدمت می کرد سئوال کردم که قسمت شما را شیمیایی زدند ؟ گفت: بله . رفتم ولی خودشان را نتوانستم پیدا کنم . ولی آمارش را که جزء مجروحین شیمیایی بود پیدا کردم بعدا ایشان شهید شده بود .