https://shohada.org/index.php/fa/shahid/content/169716
شناسه خبر: 169716
۱۴۰۰-۱۲-۱۹ ۰۵:۴۰
لحظه و نحوه ی شهادت
به روایت از حسیناصغر نیرآبادی : 129. در یکی از عملیاتهایی که در ارتفاعات تلاویزان انجام شد گردان روح الله هم شرکت کرده بود که تنها دو گروهان بیشتر نداشت و فرمانده یکی از این گروهانها شهاب خزاعی بود. گروهان ها سریع به محل هایی که برای استقرار شان مشخص شده بود رفتند و عملیات شروع شد در طی عملیات من همراه شهاب خزاعی بودم. آتش دشمن شدید شد و همه نیروها را زمین گیر کرد ناگهان چند خمپاره صد و بیست در جلوی ما به زمین خورد و گرد و خاکی بلند شد که اطراف دیده نیم شد. ده دقیقه یا یک ربعی گذشت که دیدم شهاب کنار من نیست. چند دقیقه ای بیشتر طول نکشید که دیدم یکی از بچه ها با لباس پر خون از جلو می آید. از او سئوال کردم چه شده است. جواب نداد گفتم: شهاب خزاعی کجاست؟ گفت: جلو است جلوتر رفتم. آقای رضایی را دیدم. از او سئوال کردم شهاب کجاست؟ گفت: جلوتر عراقی ها داخل کانال سنگر گرفته بودند و بچه ها را هدف می گرفتند که شهاب خزاعی اسلحه را برداشت و روی کانال رفت و می خواست آنها را هدف قرار دهد که در همان لحظه یک لوله ی آر پی جی به بدن ایشان اصابت کرد و بدنش به دو نیم شد. اگر می توانی همراه یکی از بچه ها برو و جنازه اش را بیاور. رفتم جلو دیدم جنازه اش در تیر رس عراقی هاست و احتمال این که جنازه اش زیر آتش دشمن از بین برود هست. با یکی از بچه ها رفتیم و جنازه ی او را آوردیم و کنار پیکر شهید حسنی قرار دادیم.