https://shohada.org/index.php/fa/shahid/content/169990
شناسه خبر: 169990
۱۴۰۰-۱۲-۱۹ ۰۵:۴۵
خواب و رویای دیگران در مورد شهید
به روایت از ربابه بیگی : مدتی که از شهادت فرزندم علیرضا گذشت به دلیل این که خیلی گریه و زاری می کردم در خواب دیدم یک زنی اطراف خانه ی ما را جاروب می کند . به من گفتند : مادر شهید برخیزید که علیرضا آمده است . من به ایشان گفتم : علیرضای ما شهید شده است . به این نشانی که از گوشش خون آمده بود و دهانش پرخنده بود . هنوز از خواب بیدار نشد بودم که دیدم شهید ما آمدند با ایشان روبوسی کردم . نمی دانید چه لب های نرم و سفیدی داشتند . به ایشان گفتم : مادرجان تو که شهید شده بودی . اما ایشان در جواب من گفت : نه مادر من شهید نشده ام من زنده هستم . شما باید کمی صبر و استقامت داشته باشید .