https://shohada.org/index.php/fa/shahid/content/171159
شناسه خبر: 171159
۱۴۰۰-۱۲-۱۹ ۰۶:۲۱
خواب و رویای دیگران در مورد شهادت شهید
به روایت از ماندگار مرادی : شب قبل از شهادت پسرم علی خواب دیدم که یک مرغ بسیار زیبا در دستم است که سرش بریده است و سر ندارد، از خواب بیدار شدم و با خودم گفتم خدایا هر چه صلاح توست همان می شود لذا صبح زود که بیدار شدم صدقه دادم و مقداری گندم گرفتم و در صحرا به زمین ریختم تا پرندگان بخورند و بعد آمدم یک دیگ آش نذر کردم و آش بریدم و ناهار ظهر را به مادر بزرگ علی دادم و رشته ها را روی طناب انداختم که خشک شود تا بتوانم آش بپزم و هنوز رشته ها روی طناب بود که درب حیاط به صدا درآمد در را که باز کردم پاسدارها بودند و حامل خبر شهادت فرزندم علی و وقتی برای زیارت جنازه ی فرزندم علی به تربت رفتم دیدم دقیقا همان خوابی که دیده بودم فرزند عزیز شهیدم علی سر در بدن ندارد.