https://shohada.org/index.php/fa/shahid/content/171462
شناسه خبر: 171462
۱۴۰۰-۱۲-۱۹ ۰۶:۲۵
امر به معروف و نهي از منکر
راوی علی خسروی: در زمانیکه در منطقه رحمانیه مستقر بودیم یک روز بچه ها به حاج اصغر محراب خبر داده بودند که یکی از دوستان برادر خسروی سیگار کشیده است. محراب همان روز مرا صدا زد و گفت: خسروی ، همین الان به دنبال دوستت برو و با خودت بیاورش من هم رفتم و او را به نزد محراب آوردم. محراب همینکه او را دید به او گفت: برو یک جلیقة نجات بپوش و آماده شو می خواهیم با هم تا جایی برویم. سه نفری سوار قایق شدیم و حرکت کردیم. وقتی نقریباً وسط آب رسیدیم محراب قایق را خاموش کرد و به دوستم گفت: زود باش به داخل آب بپر. وقتی اصرار محراب را دوستم دید بلافاصله به داخل آب پرید. محراب هم قایق را روشن کرد و در اطراف او شروع به چرخیدن کرد. امواج حاصل از حرکت قایق با سرعت و شدت به صورت دوستم می خورد. محراب خطاب به دوستم گفت:پس تو سیگار می کشی. با حالت شومی تو را از بین می برم که حتی خبرت هم به دست خانواده ات نرسد. دوستم گفت:حاج آقا بچه های پدافندی داشتند سیگار می کشیدند من فقط چند پک دود زدم. از این به بعد قول می دهم دیگر این کار را نکنم. محراب قایق را در مسیر رود به حرکت در آورد و دوستم مجبور شد به دنبال شنا کند و کاملاً خسته شد. زمانیکه محراب متوجه شد او کاملاً خسته شده دور زد و او را سوار کرد و گفت:برادر عزیز تمام این کارها برای این است زمانیکه شما از منطقه به پیش خانواده تان برمی گردید بدنتان بوی سیگار ندهد. و پدرهایتان نگویند پسرمان به جبهه رفته بجنگد یا سیگاری شود. اگرشما سیگار بکشید برداشت خانواده شما از جبهه و جنگ چیزی جز سیگار کشیدن شما نمی باشد. پس بهتر است از این به بعد سعی کنید از معنویات جبهه استفاده کنید. نه اینکه اسیر مسایل انحرافی اینجا بشوید.