https://shohada.org/index.php/fa/shahid/content/171474

شناسه خبر: 171474
۱۴۰۰-۱۲-۱۹ ۰۶:۲۵

خواب و روياي ديگران درمورد شهيد

راوی معصومه حسینی محراب: پس از اینکه خبر شهادت برادرم (علی اصغر ) را برای ما آوردند ، برادر دیگرم به اتفاق چند نفر برای پیدا کردن جنازه به منطقه رفتند . ما هم در مشهد مراسم عزا داری را بر پا کردیم . در یکی از شبهای عزا داری من خواب دیدم سر برادر شهیدم (اصغر) در مجلس عزایش در حال حرکت است یعنی تنها سر اصغر دنبال چیزی میگردد . گفتم : داداش دنبال چی می گردی ؟ داداشم گفت: خواهر ، دخترم زینب کجاست ؟وقتی خبر شهادت صحراب را به همسرش اطلاع دادند حالش خراب شد و به همین خاطر چند روزی در مجلس عزاداری شوهرش شرکت نمی کرد بعد دیدم سر برادرم از مجلس بیرون رفت و وارد یک تابوت شد که داخل آن تنها چند جفت چکمه قرار داشت . بعد از این که از خواب بیدار شدم به من یقین شد که از برادرم چیزی برنخواهد گشت . اتفاقاً چنین هم شد .