https://shohada.org/index.php/fa/shahid/content/171479
شناسه خبر: 171479
۱۴۰۰-۱۲-۱۹ ۰۶:۲۵
احساس مسؤليت
راوی علی خسروی: یک روز نزدیکی های غروب برادر محراب از ناحیة کلیه احساس درد می کرد و در قسمت عقب ماشین به حالت درازکش خوابیده بود . همین طور که به طرف اهواز در حرکت بودیم برادر محراب به من گفت : به اولین آبادی یا شهری که در طول مسیر رسیدیم برای اقامة نماز اول وقت حتماً ماشین را نگه دار . اما من بر خلاف حرف محراب از یک آبادی که عبور کردیم چون حال محراب خوب نبود فقط به این فکر می کردم که با سرعت او را به اهواز برسانم . اما در یک لحظه محراب چراغهای آبادی را دید و با یک حالت عصبانیتی گفت : مگر من نگفتم به اولین آبادی یا روستایی که رسیدیم نگهدارید؟ گفتم : با این حالتان بهتر است هر چه سریع تر شما را به اهواز برسانم . گفت : تمام این کارهای ما فقط به خاطر برپایی نماز اول وقت است . حالا شما چصوری راضی شدید به خاطر بهبودی حال من نماز را به تأخیر بیندازی.