https://shohada.org/index.php/fa/shahid/content/171489
شناسه خبر: 171489
۱۴۰۰-۱۲-۱۹ ۰۶:۲۵
شجاعت و شهامت
راوی علی اکبر دهقان نژاد: یک روز در دشت صافی از منطقة کردستان در حال حرکت بودیم که از بالای تپّه های اطراف به طرف ما تیراندازی شد. با تیراندازی کوموله ها دستة ما از هم پاشید و تا به خودمان آمدیم که دسته را جمع و جور کنیم شب شد و به تاریکی خوردیم. اصغر به من گفت: ما نباید شب را در اینجا بمانیم. باید به بالای همان تپّه ای که کوموله ها در آنجا مستقر هستند برویم و آنجا را تصرّف تا بتوانیم با تیراندازی، کوموله ها را از منطقه بیرون کنیم. اگر این کار را نکنیم و صبح شود آنها می فهمند که این پایین هستیم و تمامی بچّه ها را خواهند کشت. من گفتم: اصغر تعداد نیروهای ما کم است. اصغر گفت: عیبی ندارد با همین تعداد کم به بالای کوه می رویم و آنجا را می گیریم. من خودم راه را به خوبی بلد هستم. در نهایت با تلاش بچّه ها و درایت محراب آن تپّه را از کوموله ها گرفتیم.