https://shohada.org/index.php/fa/shahid/content/171494

شناسه خبر: 171494
۱۴۰۰-۱۲-۱۹ ۰۶:۲۵

شجاعت و شهامت

راوی علی اصغر حسینی محراب: برادرم علی اصغر نقل می کرد و می گفت: در زمانیکه شهرستان مهاباد در دست نیروهای کومله بود یک روز من و یک تیربارچی به همراه یک راننده با ماشین به سمت مهاباد حرکت کردیم. وقتی به شهر مهاباد رسیدیم اصلاً فکر نمی کردیم که به کمین کومله دمکرات برخورد کنیم. اما به محض اینکه به اولین خیابان ورودی شهر وارد شدیم از سوی دشمن به رگبار بسته شدیم دمکراتها از خانه های دو طبقه اطراف خیابان ما را زیر رگبار مسلسل های خودشان گرفتند. تیربارچی ما هم بلافاصله تیربارش را در پشت ماشین روشن کرد و خانه های اطراف را به رگبار بست. تیربارچی همینطور دور خودش می چرخید و خانه هایی را که احتمال حضور دمکراتها در آنجا بود را می زد. حدود 150 - 100 متری را با همان حالت آمدیم متأسفانه تیربارچی مورد اصابت گلوله قرار گرفت. راننده به محض اینکه تیربارچی تیرخورد ماشین را متوقف کرد بلافاصله به داخل جوی آب کنار خیابان پریدیم تا از تیررس دمکراتها در امان باشیم. هر لحظه حلقه محاصره تنگ و تنگ تر می شد من احساس کردم که اگر اوضاع همینطور پیش برود تیربار ماشین و خودمان به دست دمکراتها می افتیم که این مسئله برای من خیلی ناراحت کننده بود. بلافاصله به داخل بار ماشین پریدم و پشت تیربار رفتم و شروع به تیراندازی کردم. به راننده هم که تا آن لحظه داخل جوی آب بود گفتم: سریع سوار شو تا از اینجا برویم. او هم پشت فرمان نشست و در نهایت به سلامتی از آن محل خارج شدیم.