https://shohada.org/index.php/fa/shahid/content/171740
شناسه خبر: 171740
۱۴۰۰-۱۲-۱۹ ۰۶:۲۸
نفوذ وتاثیر کلام
به روایت از ثریا حسینی : یک شب در مهران با تعدادی از برادران در منطقه راه می رفتیم . صدای ضعیفی به گوش رسید جلوتر رفتیم نت صدایش نیروهای خودی نبود نزدیکتر رفتیم . ستوان عراقی که مجروح بود بر روی زمین افتاده بود . او را کول کردیم و به قرارگاه آوردیم . به محض ورود به قرارگاه یکی از نیروهای گلنگدن اسلحه اش را کشید تا اسیر عراقی را مورد هدف قرار دهد همزمان با فشار دادن ماشه ی اسلحه سید محمود زیر لوله ی اسلحه زد و تیر هوایی شلیک شد . سید منقلب شده بود گفت : اگر اینجا جبهه نبود و تو یک رزمنده نبودی به خاطر این کارت یک سیلی به تو می زدم . این عراقی حالا اسیر ماست . اسیر عراقی را با آنکه تیر به پایش اصابت کرده بود و حال چندان مساعدی نداشت اما می توانست سخن بگوید سید مقداری آب داخل دهانش ریخت و به یکی از نیروها گفت : من غذا نخورده ام برو ومقداری غذا بیاور . سید نیمی از غذا را به آن اسیر عراقی داد و بقیه اش را خودش خورد .