https://shohada.org/index.php/fa/shahid/content/171765
شناسه خبر: 171765
۱۴۰۰-۱۲-۱۹ ۰۶:۲۸
خاطرات سیاسی
به روایت از سید مهدی حسینی : اوایل سال 1355 شهردار وقت درود از برادر ذبیحی معروف (روحانی نمای وابسته به رژیم) دعوت می نمایند که به آنجا آمده و سخنرانی شاهانه ای در مسجد دور میدان داشته باشد. شهید حسینی با سه نفر از همکلاسان دروس عربی شبانه در پایان درس پس از مشورت با همان سواد کم خود اقدام به صدور اعلامیه می نمایند مبنی بر اینکه مردم از رفتن به مجلس سخنرانی مذکور خودداری نمایند. آنها را به تیرهای چراغ برق و معابر عمومی نصب می نمایند صبح روز بعد که موضوع آشکار می شود شهردار و یکی از اعضاء انجمن در مسیر کوچه ها و خیابانها به بررسی و کندن اعلامیه ها نموده و روز بعد خود شهردار، شهید بزرگوار را در خلوت دعوت نموده و با ماشین خود می برد و از وی تحقیق و بازجویی می نماید، ولی نتیجه ای حاصل نمی گردد. بعد از آن مأمورین ژاندارمری می آیند و فرمانده پاسگاه وی را می بیند و در اطراف منزل به باغی می برد و پس از تهدید و دشنام کتک می زند که با وساطت آزاد می گردد.